تبليغاتX
گروه آموزشی فیزیک شهرستان سمیرم

                                                  قانون بنفورد


                                                   از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
یک مقیاس لگاریتمی. اگر یک نقطهٔ x تصادفی را روی محور انتخاب کنیم, تقریباً در ۳۰٪ موارد رقم نخست عدد ۱ است (پهن‌ترین نوار در هرکدام از توان‌های ده).

 


 


توزیع بنفورد. هر ستون نمایانگر یک عدد است. ارتفاع هر ستون نشان‌دهندهٔ درصد احتمال ظاهرشدن آن عدد در رقم اول عددهای اندازه‌گیری‌شده است. مثلاً در این نمودار ارتفاع ستون ۴ حدود ۱۰ است، یعنی در ۱۰ درصد موارد، رقم اول عددها ۴ است.

قانون بِنفورد (به انگلیسی: Benford's law) یا قانون رقم اول می‌گوید که در فهرست عددهایی که در بسیاری از (البته نه همهٔ) پدیده‌های زندگی واقعی رخ می‌دهند، رقم اول عددها به طور خاص و غیریکنواختی توزیع می‌شود. بر طبق این قانون، تقریباً در یک‌سوم موارد رقم نخست ۱ است، و عددهای بزرگ‌تر در رقم نخست به ترتیب با بسامد کمتری رخ می‌دهند، و عدد ۹ کمتر از یک بار در هر بیست عدد ظاهر می‌شود. هرگاه که خود عددها به طور لگاریتمی توزیع شده باشند، این توزیع رقم‌های نخست منطقی خواهد بود. بنابر دلایلی، عددهایی که در سنجش‌های واقعی ثبت می‌شوند، معمولاً توزیع لگاریتمی دارند.

طبق اين قانون احتمال ظهور اعداد در رقم اول از رابطه زیر تبعيت مي‌كند:

این قانون به نام فرانک بنفورد فیزیکدان نامیده شده است، هرچند که پیش از آن سیمون نیوکام در سال ۱۸۸۱ آن را بیان کرده بود.

جدول زیر توزيع اعداد در رقم اول طبق قانون بن فورد را نشان میدهد:

نمودار زیر توزيع ستوني احتمال توزيع اعداد در رقم اول، دوم و سوم طبق قانون بن فورد را نشان میدهد:

(عدد ۱ معدل عدد صفر و عدد ۱۰ معادل عدد ۹ است و به همین ترتیب)

اگر چه قانون بنفورد قطعاً به بسیاری از مجموعه داده‌ها اعمال می‌شود، توضیح علمی آن اخیراً و در سال ۱۹۹۸ توسط هیل، ریاضیدان، با استفاده از قضایای حد مرکزی-گونه داده شده‌است.

این قانون به ظاهر عجیب در بسیاری از داده‌ها برقرار است، مثلاً در صورتحساب‌های برق، شمارهٔ خیابان‌ها، قیمت سهام، مقدار جمعیت، آمار مرگ‌ومیر، طول رودخانه‌ها، ثابت‌های فیزیک و ریاضیات، و فرایندهایی که از توزیع توانی پیروی می‌کنند (که در طبیعت بسیار فراوانند). این قانون مستقل از پایه‌ای که عددها در آن بیان می‌شوند برقرار است، هرچند که احتمال تکرار عددها در هر پایه متفاوت از پایه‌های دیگر است. بین آماردانان و دانشمندان علوم سیاسی در مورد اعمال پذیری قانون بنفورد به داده‌های انتخاباتی اختلاف نظر وجود دارد. برخی مانند والتر میبین، استاد آمار و علوم سیاسی دانشگاه میشیگان معتقدند که رقم دوم داده‌ها از توزیع بنفورد پیروی می‌کند، در حالی که گزارش مرکز کارتر این دیدگاه را رد می‌کند.

جدول زیر صحت قانون بنفورد را برای موارد مختلفی نشان میدهد:

 

به چه درد مي‌خورد؟


از اين قانون براي كشف تقلب در داده‌هاي اجتماعي/اقتصادي استفاده مي‌شود. مثلا فهرست هزينه‌هاي يك شركت، تعداد آراء يك نامزد انتخاباتي در حوزه‌هاي راي‌گيري، ....

اثبات دقيق آن هنوز ارائه نشده است. مي‌توان ثابت كرد داده‌هاي تصادفي كه از توزيع نرمال پيروي نمي‌كنند و ديمانسون دارند به دليل قانون توان چنين خاصيتي را نشان مي‌دهند. اما توجيه آن براي اعداد بدون ديمانسيون هنوز ناشناخته است.

تحقيق نشان داده كه متقلب‌ها اعداد ساختگي را حول و حوش 5 و 6 درست مي‌كنند.

یکی از دوستان اين قانون را روي فهرستي از حدود 1300 شماره شناسنامه امتحان كرد و با دقت خوبي درست از كار درآمد.

یک کاربرد بسیار مهم این قانون مشخص کردن دستکاری در نتایج انتخابات است، که بهترین روش پذیرفته شده علمی در تقلبهای انتخاباتی در جهان میباشد و مورد استفاده قرار میگیرد.

در مورد صحت و دقت علمی این روش همین بس که مرکز کارتر که یکی از مراکز بین المللی نظارت بر انتخابات در کشورهای مختلف جهان است این روش را بعنوان روش برتر در بررسی میزان دستکاری در آراء انتخاباتی شناخته و مورد استفاده قرار میدهد. برای تائید این نظر دوستان را به مطالعه دقیق منابع تشویق میکنم.

نوشته شده توسط اسدالله آقایار  | لینک ثابت |

تک قطبی مغناطیسی دوشنبه سیزدهم مهر 1388 0:32

 

تك ‌قطبي مغناطيسي، نويدبخش پايان فيزيك؟

 

 
 یکی از واقعیت‌های فیزیکی ‌این است که هر آهنربایی، هر زمانی که ساخته شده،‌ یک قطب شمال و یک قطب جنوب داشته است. هر وقت پژوهشگران تلاش می‌کردند این دو قطب را از هم جدا کنند، هر تکه خودش به آهنربای تازه‌ای تبدیل می‌شد که دارای هر دو قطب شمال و جنوب بود. اما مدت‌ها است که فیزیک‌دانان در جستجوی دلیل این امر هستند و چندین دهه در تلاش برای رسیدن به آهنربایی هستند که تنها یک قطب داشته باشد، موجودی که تک‌قطبی مغناطیسی نام گرفته است.

[ الكترومغناطيس ]

فناوري
 - تاكنون هروقت آهنرباها را به قطعات ريزتر تقسيم مي‌كردند، هميشه آهنربايي با دو قطب باقي مي‌ماند. اما بالاخره ماده‌اي پيدا شده كه خاصيت‌هاي تك‌قطبي را نشان مي‌دهد. آيا فيزيك دوباره به انتهاي خود رسيده است؟


بهنوش خرم‌روز: يكي از واقعيت‌هاي فيزيكي ‌اين است كه هر آهنربايي، هر زماني كه ساخته شده،‌ يك قطب شمال و يك قطب جنوب داشته است. هر وقت پژوهشگران تلاش مي‌كردند اين دو قطب را از هم جدا كنند، هر تكه خودش به آهنرباي تازه‌اي تبديل مي‌شد كه داراي هر دو قطب شمال و جنوب بود. اما مدت‌ها است كه فيزيك‌دانان در جستجوي دليل اين امر هستند و چندين دهه در تلاش براي رسيدن به آهنربايي هستند كه تنها يك قطب داشته باشد، موجودي كه تك‌قطبي مغناطيسي نام گرفته است.


جاناتان موريس، از پژوهشگران مركز مواد و انرژي هلمهولتز در برلين مي‌گويد:‌ « مردم مدت‌ها تك‌قطبي‌ها را در پرتوهاي كيهاني و ذرات شتاب‌دار جستجو مي‌كردند، حتي در سنگ‌هاي ماه».


به گزارش نيچر، اكنون موريس و سايرين موفق شده‌اند در بلور‌هاي كوچكي به اندازه سوراخ گوش، قوي‌ترين نشانه‌اي را كه تاكنون براي مغناطيس تك‌قطبي ديده شده بيابند. به نظر مي‌رسد كه وقتي اين بلور‌ها تا نزديكي صفر مطلق سرد مي‌شوند، پر از تك نقاط كوچك شمالي و جنوبي مي‌شوند. اين نقاط كم‌تر از يك نانومتر فاصله دارند و نمي‌توان آن‌ها را مستقيما سنجيد. با اين وجود، موريس و ساير فيزيكدانان معتقدند به آن چه در جستجويش بودند، رسيده‌اند. آن‌ها اين مورد را در دو مقاله در نشريه ساينس منتشر كرده‌اند.

 

 

اين بلور‌ها از موادي ساخته شده‌اند كه به يخ فشرده معروف است،‌ چون اتم‌هايش به صورتي مشابه با اتم‌هاي يخ چيده شده‌اند. اتم‌هاي اين ماده به صورت خاصي روي چهار راس هرم قرار گرفته‌اند. هر اتم مانند يك تكه مغناطيس كوچك عمل مي‌كند و وقتي بلور تا دماي نزديك به صفر مطلق سرد مي‌شود،‌ اتم‌هاي مغناطيسي به صف در مي‌آيند. گاهي سه راس از چهار راس هرم با هم در يك رديف قرار مي‌گيرند و منطقه‌اي با مغناطيس شمالي يا جنوبي به وجود مي‌آورند كه از مركز هرم تقويت مي‌شود. اين تقويت به هيچ جرم فيزيكي وابسته نيست، اما دقيقا به همان نحوي عمل مي‌كند كه انتظار مي‌رود يك تك‌قطبي عمل نمايد.


مدرك بي‌چون و چرا؟
كار نظري نشان داده است كه تك‌قطبي ها احتمالا وجود دارند و احتمالا به طور غيرمستقيم مورد سنجش قرار گرفته‌اند. اما مقاله‌هايي كه اين بار در نشريه ساينس به چاپ رسيدند، بيانگر اولين آزمايش‌هاي مستقيم براي ثبت تاثير تك‌قطبي‌ها بر يخ فشرده هستند. پژوهشگران از نوترون‌ها براي يافتن اتم‌هايي كه در بلور در زنجيره‌هاي بلند رديف شده‌اند، استفاده كرده‌اند. اين زنجيره‌ها كه رشته ديراك ناميده مي‌شوند، تك‌قطب‌هاي شمالي و جنوبي را به هم متصل مي‌كنند و مانند وجود تك‌قطبي‌ها، در دهه 1930 / 1310 توسط نظريه‌پرداز انگليسي و برنده جايزه نوبل فيزيك، پل ديراك،‌ پيش‌بيني شده بودند. سنجش دما كه در يكي از اين مقالات آمده، بحث تك‌قطبي‌ها را تاييد مي‌كند.


دو مقاله ديگر كه قرار است در آرايكس‌ايو به چاپ برسند، به اين شواهد مي‌افزايند. اولي حاوي مشاهدات بيشتري است و در دومي، براي رساندن نيروي مغناطيسي هر تك‌قطبي به 4.6x10-13 ژول بر تسلامتر، ‌از فناوري‌هاي تازه‌اي استفاده شده است. استيو برام‌ول، دانشمند مواد در دانشگاه لندن و از نويسندگان اين مقالات، معتقد است جمع شدن همه اين شواهد با هم براي مغناطيس‌هاي تك‌قطبي فوق‌العاده است.


پيتر شيفر، از پژوهشگران دانشگاه ايالت پنسيلوانيا، در اين باره مي‌گويد: « اين نوع اندازه‌گيري‌ها باعث مي‌شود كه تك‌قطبي‌ها قابل‌توجه‌تر شوند،‌ حداقل در ذهن من اين طور است. حتي اگر قرار باشد در جاي ديگري مستقيما زير سوال بروند». مثل هر ذره باردار ديگري، تك‌قطبي‌ها هم جذب مخالف خود مي‌شوند و قطب‌هاي شمالي و جنوبي با فاصله‌اي كم‌تر از يك نانومتر گرد هم مي‌آيند. اين مسئله باعث مي‌شود تفكيك و تشخيص آن‌ها به طور مجزا دشوار باشد. اما،‌ چنان كه شيفر مي‌گويد:‌ « من خيلي ترديد دارم كه بگويم غيرممكن است».


برام‌ول اما معتقد است حتي بدون اين كه يكي از آن‌هارا ديده باشد،‌ مطمئن است كه تك‌قطبي‌ها آن‌جا وجود دارند. وي مي‌گويد:‌ « فكر نمي‌كنم بعد از اين همه مقاله ديگر براي كسي جاي چنين سوالي مانده باشد.»

 

برگرفته از سایت فیزیک هوپا

نوشته شده توسط اسدالله آقایار  | لینک ثابت |

تغییر مدار زمین چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 2:57

تغییر مدار کره زمین،مبارزه با گرمایش زمین

برای اینکه همیشه سبز باشیم.

طي هفته‌هاي اخير در محافل اينترنتي و در ايميل‌هاي گروهي، داستاني قديمي كه روزنامه گاردين درباره طرحي عجيب منتشر كرده بود، دست به دست مي‌چرخيد و با اين‌كه چند سالي از اصل مطلب گذشته بود، اما پرسش‌هاي بسياري را به وجود آورد.


اين مقاله اشاره به طرحي مي‌كرد كه برخي مهندسان و دانشمندان فضايي براي مواجه با مشكل گرم شدن زمين از يك سو و از سوي ديگر براي نجات زمين در زماني كه خورشيد تبديل به غولي عظيم مي‌شود ارائه و پيشنهاد كرده بودند با استفاده از نيروي دنباله‌دارها و سيارك‌ها مدار زمين را تغيير دهند و آن را جابه‌جا كنند. آيا چنين چيزي ممكن است؟ آيا مي توان سياره را جابه‌جا كرد؟ اين مقاله نگاهي به اين طرح و مشكلات آن و واقعيت‌هايي درباره آينده زمين دارد.

همه مي‌دانيم زمين بر اثر فعاليت‌هاي بشر و بويژه سوزاندن سوخت‌هاي فسيلي كه موجب آزاد شدن حجم انبوهي از گازهاي گلخانه‌اي مي‌شوند، شاهد افزايش دماي ميانگين خود بوده است. پديده‌اي كه به گرمايش جهاني موسوم شده است و دانشمندان آن را يكي از مهم‌ترين و جدي‌ترين خطرهايي مي‌دانند كه نژاد بشر در طول تاريخ حضورش روي سياره زمين با آن مواجه شده است. بسياري از فعالان محيط زيست و دانشمندان، طرح‌هاي گوناگوني را براي فرار از اين مشكل ارائه كرده‌اند. اين مساله اگر مهار و كنترل نشود مي‌تواند طي 2 تا 5 دهه آينده چهره سياره ما را تغيير دهد و حتي موجب انقراض نسل‌هاي عظيمي شود كه در نهايت دامن انسان را نيز خواهد گرفت، اما اگر بتوانيم از اين خطر كوتاه مدت عبور كنيم، در آينده‌اي بسيار دورتر با فاجعه‌اي بزرگ‌تر مواجه خواهيم شد. خورشيد ما با به پايان رساندن سوخت هيدروژني خود از رشته اصلي ستاره‌ها (بخشي از زندگي خود كه در آن مشغول سوزاندن هيدروژن و توليد انرژي بر اثر فرآيند همجوشي هسته‌اي هستند) خارج شده و طي فرآيندي آشوبناك به غول سرخي تبديل مي‌شود كه در آن دوره كه حدود 4 ميليارد سال آينده رخ مي‌دهد، زمين را برشته خواهد كرد. چند سال پيش گروهي از مهندسان ناسا و دانشمندان، طرحي بلندپروازانه را براي رهايي زمين از هر دوي اين مشكلات ارائه كردند كه مقاله روزنامه گاردين نيز همين طرح را توصيف كرده بود.

اين گروه براي نجات زمين به يكي از اصول ساده معادلات پرتابه‌ها پناه برده بودند. اين روزها بسياري از سفاين فضايي كه عازم مقاصد گوناگون در منظومه شمسي هستند بخشي از نيروي پيشران خود را از سياره‌ها مي‌گيرند. در واقع مانوري با نام مانور قلابسنگ باعث مي‌شود پرتابه مورد نظر با عبور در مداري مشخص از نزديكي سياره و دريافت بخشي از انرژي آن، اندازه حركت خود را افزايش دهند و در عوض اندكي از اندازه حركت سياره مي‌كاهد. با توجه به جرم كم پرتابه در برابر سياره اين افزايش اندازه حركت براي پرتابه منبعي براي پيش رانش مي‌شود در حالي‌كه تاثيري چشمگير روي سياره نخواهد داشت. حال تصور كنيد به جاي آن‌كه سفينه‌اي كوچك از كنار زمين عبور كند جرمي به مراتب بزرگ‌تر، مثلا دنباله‌داري غول‌پيكر يا سياركي بزرگ به طور كنترل شده از كنار زمين عبور كند و همين اتفاق را تكرار كند در اين صورت و اگر عبورهاي به طور مكرر تكرار شوند، سرعت چرخش زمين در مدار خود به دور خورشيد كاهش مي‌يابد و براساس قوانين مداري براي آن‌كه مدار خود را پايدار كند به منطقه‌اي دورتر رانده مي‌شود؛ جايي خنك‌تر كه عمر زمين را مي‌تواند هنگام تبديل خورشيد به غول سرخ نيز اندكي در حد چند ميليارد سال ناقابل افزايش دهد.

ايده‌پردازان پيشنهاد كرده بودند با نصب راكت‌هاي ويژه‌اي روي سطح سيارك‌ها و دنباله‌دارهايي كه از دوردست‌هاي منظومه شمسي به ديدار خورشيد مي‌آيند، آن را در مسيري كنترل شده قرار دهند تا با عبور از زاويه‌اي مشخص و تعيين شده بدون آن كه در دام گرانش زمين افتاده و با زمين برخورد كنند، اين مانور را انجام دهند.
زمين بر اثر فعاليت‌هاي بشر و بويژه سوزاندن سوخت‌هاي فسيلي كه موجب آزاد شدن حجم انبوهي از گازهاي گلخانه‌اي مي‌شود، شاهد افزايش ميانگين دماي خود بوده است

ظاهر طرح اگرچه به نظر ساده مي‌آمد؛ اما در عمل با ده‌ها مشكل مواجه بود. يكي از مسائلي كه در اين طرح بدان توجه نشده بود، وضعيت ماه در اين تغيير مدار بود. با تغيير مدار زمين، مدار ماه نيز دچار آشفتگي مي‌شود و احتمال فراوان وجود دارد كه ماه براي هميشه از مدار زمين فرار كند و شب‌هاي زمين را تيره بگذارد؛ ولي اين موضوع در برابر مشكلات ديگر چيز مهمي به حساب نمي‌آمد. مشكل بزرگ ديگري كه پيش روي اين طرح وجود دارد، به شكار دنباله‌دارها و سيارك‌ها مربوط مي‌شود.

در دوران ما، يكي از خطرهاي بالقوه ولي بسيار مصيبت‌باري كه زمين را تهديد مي‌كند، احتمال برخورد سيارك و دنباله‌دارها با زمين است. چنانچه چنين برخوردي كه به گفته محققان پيش از اين نيز بارها رخ داده و حتي مظنون اصلي در انقراض نسل دايناسورها به شمار مي‌رود، بار ديگر رخ دهد، بخش بزرگي از تمدن از ميان خواهد رفت و اگر ابعاد جرم برخوردكننده بزرگ باشد، شايد كل نسل انسان را نيز نابود كند. به همين دليل ناسا و ديگر سازمان‌هاي پيشروي فضايي، طرح‌هاي متعددي را براي بررسي اجرامي كه از نزديكي زمين عبور مي‌كنند، مطرح كرده‌اند؛ طرح‌هايي مانند NEAR و NEAT هستند؛ اما همه اين طرح‌ها از يك مشكل مشترك رنج مي‌برند، اين كه معمولا طرح‌ها تنها زمان كوتاهي پيش از عبور آن جرم از نزديكي زمين مي‌توانند آن را شناسايي كنند. در اين حال هيچ شانسي براي انجام عمل دفاع موثر باقي نمي‌ماند. برخلاف فيلم‌هاي هاليوودي در صورت بروز چنين رويدادي، كاري از انفجارهاي هسته‌اي يا سفينه‌هاي نجات زمين برنمي‌آيد؛ چراكه براي منحرف كردن مسير يك دنباله‌دار شما به سال‌ها وقت و فناوري نياز داريد كه هنوز وجود ندارد.

يكي از ايده‌ها، پوشاندن يا رنگ كردن سطح دنباله‌دار با جسمي است كه ضريب بازتاب متفاوتي داشته باشد تا نور خورشيد بتواند آن را منحرف كند؛ اما اين كار زماني موفق مي‌شود كه شما چند هزارسالي فرصت داشته باشيد كه نداريد. حالا فرض كنيد ما به پيشراني دست يافته باشيم كه بتواند سياركي را كنترل كند. چگونه بايد آن را در زمان مناسب به دنباله‌دار رساند و روي آن سوار كرد؟ اگر به فرض همه اين مراحل با موفقيت انجام شود، كافي است يكي از پيشران‌هاي فرضي، تنها كسري از ثانيه ديرتر يا زودتر از محاسبات روشن شوند و يا اثر يكي از اجرام كوچك منظومه شمسي كه در راه اين دنباله‌دار يا سيارك قرار دارد، محاسبه نشده باشد تا اين جرم به جاي عبور از كنار زمين با آن برخورد كند.

چنين مشكلاتي باعث مي‌شود چنين طرحي در زمره طرح‌هاي علمي تخيلي قرار بگيرد و براي خنك كردن زمين بيشتر به فكر اهرم‌هايي بود كه با مشاركت مردم و دولت‌ها و استفاده درست از منابع در دسترس وجود دارد.

البته يك واقعيت ديگر نيز وجود دارد؛ هم‌اكنون نيز زمين در حال دور شدن از خورشيد است. بله تعجب نكنيد. براساس تحقيقات يك گروه بين‌المللي، زمين به طور متوسط در هر سال 15 سانتي‌متر از خورشيد دور مي‌شود كه البته عدد بزرگي به شمار نمي‌رود؛ اما دليل آن مورد مناقشه قرار دارد. گروهي از دانشمندان ژاپني، يكي از بهترين توضيحات را در اين زمينه ارائه كرده‌اند و معتقدند تغييرات نيروهاي كشندي كه در سيستم زمين و ماه باعث دور شدن ماه از زمين مي‌شوند، موجب دور شدن زمين از خورشيد نيز مي‌شوند. البته اين دور شدن بسيار ناچيز است و ربطي به طرح تخيلي محققان ندارد و دردي از گرمايش زمين هم دوا نمي‌كند و براي اين موضوع خود ما انسان‌ها كه اين مشكل را درست كرده‌ايم، بايد فكري براي حل آن كنيم.


 پوريا ناظمي

نوشته شده توسط اسدالله آقایار  | لینک ثابت |

گزارش نمرات چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 2:25

گزارش وضعیت نمرات دانش آموزان در درس فیزیک شهرستان سمیرم

سال تحصیلی 88 – 87

 

نام درس

تعداد کل

میانگین نمره

درصد قبولی

فیزیک3 ریاضی

138

۴۱/۱۱

۲۹/۷۰%

فیزیک3 تجربی

258

۸۵/۱۲

۹۵/۶۳%

فیزیک2

460

۴۶/۱۶

90%

فیزیک1

1512

۴۱/۱۶

۴۲/۸۱%

فیزیک کامپیوتر

19

۵۵/۱۲

۲۱/۸۴%

فیزیک فنی حرفه ای

54

۶۲/۸

44/44%

 

الف)ارائه آمار توصیفی از وضعیت نمرات دانش آموزان:

در سال تحصیلی 87-88 در مجموع حدود 45 درصد از دانش آموزان در پایه اول در خرداد ماه از درس فیزیک 1 نمره قبولی گرفته اند و حدود 35 درصد دیگر از در شهریور ماه قبول شده اند، با این حساب تقریبا 80 درصد دانش آموزان در درس فیزیک1 نمره قبولی گرفته اند و حدود 15 درصد از تبصره استفاده کرده و بدون نمره قبولی در فیزیک به کلاس دوم رفته اند.

اما در پایه دوم و سوم رشته ریاضی و تجربی نمره قبولی در خرداد ماه قابل قبول است (حدود 70 درصد)  و بخصوص دانش آموزان رشته ریاضی اکثرا در خرداد ماه نمره قبولی گرفته اند. در رشته تجربی هر سال مقداری افت نسبی مشاهده می شود که تجزیه و تحلیل آن در زیر بیان شده است.

ب- خلاصه تجزیه و تحلیل نتایج:

ب-1) سال اول:

1-تغییر مقطع از دوران راهنمایی به متوسطه

2- بلوغ جنسی و بحران های  مربوط به این دوران و عدم وجود مشاوران و متخصصان آگاه به این قبیل موضوع ها

3-نداشتن پایه علمی مناسب در درس ریاضی

4-عدم مشارکت فعال  اولیا در مشکلات دانش آموزان  و همکاری با مدارس

5-جدا نبودن رشته های علوم انسانی و تجربی ریاضی و فنی از همان سال اول دبیرستان مانند نظام آموزشی گذشته.

6-فاصله زیاد محتوای کتاب های درسی دبیرستان نسبت به کتاب های راهنمایی .

 

ب-2)سال سوم تجربی:

1-نداشتن پایه علمی مناسب در درس ریاضی

2- نداشتن دید مثبت نسبت به درس فیزیک و در نتیجه نداشتن علاقه به این درس.

تذکر: فیزیک سال دوم درسی است فوق العاده تحلیلی. علی رغم کوشش دبیران برای آماده کردن ذهنی دانش آموزان نسبت به سنگین بودن این درس معمولاً مطالعه کافی متناسب با درس ندارند وذهنیت نامناسبی نسبت به درس فیزیک پیدا میکنند. معمولاًاین درس را با نمره پایین میگذرانند و عدم رضایت قلبی خود را نسبت به درس فیزیک به سال سوم انتقال می دهند.

3-عدم برگزاری کلاسهای تقویتی در بعضی مدارس که یکی از دلایل آن پایین بودن دستمزد تدریس می باشد.

4-تشکیل نشدن کلاس ها در اول مهرماه و از دست رفتن  مدت زمانی از سال تحصیلی.

متاسفانه در برنامه ریزی های اداره معمولاً تغییر ابلاغ ها تا مدتها پس از مهر همچنان ادامه دارد.

5-واقعیت فعلی این است که در سالهای اول و دوم دبیرستان به دلیل در فشار قرار دادن بعضی همکاران از کانالهای مختلف بعضی همکاران نمرات غیر واقعی به دانش آموزان داده که تبعات آن در سال سوم نمود پیدا می کند متاسفانه حل این این معضل با توجه به آیین نامه های کشوری فوق العاده مشکل است.

نکته:گمان میکنیم اگرموضوع عنوان شده مهمترین عامل افت نباشد یکی از مهمترین عوامل است. برای تحقیق این موضوع کافی است بطور آزمایشی یکسال اوراق سال اول و دوم بصورت نهایی برگزار شود تا به غیر واقعی بودن درصد زیادی از نمرات پی  برده شود.(در این زمینه طرح بدون هزینه ای داریم)

6-در مدارسی که به نام خاص معروفند اولیاء و کارکنان به صورت خاص به دانش آموزان توجه دارند در این مدارس بهترین نتایج گرفته می شود درعوض ضعیفترین نتایج مربوط به مدارس حاشیه ای است. ناگفته پیداست رسیدگی کارکنان اداره و مدیران مدارس خاص و اولیا تاثیر خاص در نتیجه گیری ذانش آموزان دارد.

7- یکی از معضلات تعدادی از دانش آموزان اینست که در سالهای اول و دوم  در مدارس غیر انتفاعی که اکثراً نفع مالی خود را برهمه چیز ترجیح می دهند تحصیل کرده اند.تجلی افت علمی این دانش آموزان درس سال سوم که امتحانات بصورت نهایی برگزار می شود مشخص می شود.

متاسفانه مدارس غیرانتفاعی فلسفه وجودی خود را از دست داده اند و اولیا نیز قبولی ظاهری دانش آموزان در سالهای تحصیل را بر بالا رفتن قوه تحلیل دانش آموزان که هدف اصلی آموزش و پرورش است ترجیح می دهند.

9-استفاده از دبیران غیر مرتبط و حق التدریس که در روستا ها بسیار چشمگیر است.

ب-3)فیزیک فنی حرفه ای:

       1-استاندارد نبودن سوال امتحانی پایان سال(سوالهای نسبتا مشکل و مبهم)

       2-پایه ضعیف در ریاضی و فیزیک

      3-اهمیت ندادن دانش آموزان به این درس و کمی بی توجهی دبیر مربوطه در دادن انگیزه به دانش آموزان

 

نوشته شده توسط اسدالله آقایار  | لینک ثابت |

شعله در قفس شنبه دهم مرداد 1388 21:15

می خواستی که "مرغ سحر ناله سر" کند

"داغ تو را به ناله خود تازه تر کند"

می خواستی که"این قفس تنگ تار را"

"زیر و زبر کند"

در آرزوی مژده آزادی بشر

می خواستی که عرصه این "خاک توده" را

چون سینه تو از "نفسی پر شرر"کند

نومید و خسته،چنگ در آفاق شب زدی

گفتی مگر خدا،گفتی مگر طبیعت

گفتی مگر فلک،شب ما را سحر کند

امروز،ای "بهار" از آن غرفه بلند

روی وطن ببین

این بازتاب نغمه شور آفرین توست

افکنده در تمامی این سرزمین طنین!

آن ناله های درد

فریاد بی امان شد و پیچیده در زمان

وان اشکهای تلخ

طوفان سهمگین شد و پیچید بر زمین

افکند شعله در قفس،آن آه آتشین

صدها هزار دست درآمد از آستین

آزوردگان ظلم

پروردگان رنج

لب بستگان کین

چون دشت لاله شد

روی زمین ز خون جوانان نازنین

فردا که باز از لب آن بام بنگری

فریاد شاد میزند این"بلبل حزین"

صبح است و نغمه میچکد از"تار دلنشین"

فریدون مشیری

نوشته شده توسط اسدالله آقایار  | لینک ثابت |

پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 0:2

 گزارش وضعیت نمرات دانش آموزان در درس فیزیک

شهرستان سمیرم سال تحصیلی 86 87

                                   

الف)ارائه آمار توصیفی از وضعیت نمرات دانش آموزان:

 نام                    درس

تعداد کل                 دانش آموزان

میانگین                نمرات از 20

درصد                    قبولی

درصد تجدیدی

فیزیک 1 و آزمایشگاه

1739

21/11

31/63

69/36

فیزیک 2 و آزمایشگاه

378

54/13

71/85

29/14

فیزیک 3 و آزمایشگاه  تجربی

239

31/12

24/78

76/21

فیزیک 3 و آزمایشگاه  ریاضی

96

81/12

54/88

38/9

در سال تحصیلی 85 -86 در مجموع حدود 30 درصد از دانش آموزان در پایه اول در خرداد ماه از درس فیزیک 1 نمره قبولی گرفته اند و حدود 30 درصد دیگر از در شهریور ماه قبول شده اند، با این حساب تقریبا 60 درصد دانش آموزان در درس فیزیک1 نمره قبولی گرفته اند و حدود 20 درصد از تبصره استفاده کرده و بدون نمره قبولی در فیزیک به کلاس دوم رفته اند و 20درصد بقیه مردود شده اند.

اما در پایه دوم و سوم رشته ریاضی و تجربی نمره قبولی در خرداد ماه قابل قبول است (حدود 80 درصد)  و بخصوص دانش آموزان رشته ریاضی اکثرا در خرداد ماه نمره قبولی گرفته اند. در رشته تجربی هر سال مقداری افت نسبی مشاهده می شود که تجزیه و تحلیل آن در زیر بیان شده است.

 

ب- خلاصه تجزیه و تحلیل نتایج:

 

ب-1) سال اول درس فیزیک1:

1-تغییر مقطع  تحصیلی از دوران راهنمایی به متوسطه

2- بلوغ جنسی و بحران های  مربوط به این دوران و عدم وجود مشاوران و متخصصان آگاه به این قبیل موضوع ها

3-نداشتن پایه علمی مناسب در درس ریاضی

4-عدم مشارکت فعال  اولیا در مشکلات دانش آموزان  و همکاری با مدارس

5-جدا نبودن رشته های علوم انسانی و تجربی ریاضی و فنی از همان سال اول دبیرستان مانند نظام آموزشی گذشته.

6-فاصله زیاد محتوای کتاب های درسی دبیرستان نسبت به کتاب های راهنمایی .

 

ب-2)سال سوم تجربی  درس فیزیک 3:

1-نداشتن پایه علمی مناسب در درس ریاضی

2-نداشتن دید مثبت نسبت به درس فیزیک و در نتیجه نداشتن علاقه به این درس.

تذکر: فیزیک سال دوم درسی است فوق العاده تحلیلی. علی رغم کوشش دبیران برای آماده کردن ذهنی دانش آموزان نسبت به سنگین بودن این درس معمولاً مطالعه کافی متناسب با درس ندارند وذهنیت نامناسبی نسبت به درس فیزیک پیدا میکنند. معمولاًاین درس را با نمره پایین میگذرانند و عدم رضایت قلبی خود را نسبت به درس فیزیک به سال سوم انتقال می دهند.

3-عدم برگزاری کلاسهای تقویتی در بعضی مدارس که یکی از دلایل آن پایین بودن دستمزد تدریس می باشد و دلیل دیگر کمبود دبیر مجرب.

4- تشکیل نشدن کلاس ها در اول مهرماه و از دست رفتن  مدت زمانی از سال تحصیلی.متاسفانه در برنامه ریزی های اداره معمولاً تغییر ابلاغ ها تا مدتها پس ازماه مهر همچنان ادامه دارد.

5- واقعیت فعلی این است که در سالهای اول و دوم دبیرستان به دلیل در فشار قرار دادن بعضی همکاران از کانالهای مختلف بعضی همکاران نمرات غیر واقعی به دانش آموزان داده که تبعات آن در سال سوم نمود پیدا می کند متاسفانه حل این این معضل با توجه به آیین نامه های کشوری فوق العاده مشکل است.

نکته:گمان میکنیم اگرموضوع عنوان شده مهمترین عامل افت نباشد یکی از مهمترین عوامل است. برای تحقیق این موضوع کافی است بطور آزمایشی یکسال اوراق سال اول و دوم بصورت نهایی برگزار شود تا به غیر واقعی بودن درصد زیادی از نمرات پی  برده شود.

6-در مدارسی که به نام خاص معروفند اولیاء و کارکنان به صورت خاص به دانش آموزان توجه دارند در این مدارس بهترین نتایج گرفته می شود درعوض ضعیفترین نتایج مربوط به مدارس حاشیه ای است. ناگفته پیداست رسیدگی کارکنان اداره و مدیران مدارس خاص و اولیا تاثیر خاص در نتیجه گیری دانش آموزان دارد.

7- یکی از معضلات تعدادی از دانش آموزان اینست که در سالهای اول و دوم  در مدارس غیر انتفاعی که اکثراً نفع مالی خود را برهمه چیز ترجیح می دهند تحصیل کرده اند.تجلی افت علمی این دانش آموزان درس سال سوم که امتحانات بصورت نهایی برگزار می شود مشخص می شود.متاسفانه مدارس غیرانتفاعی فلسفه وجودی خود را از دست داده اند و اولیا نیز قبولی ظاهری دانش آموزان در سالهای تحصیل را بر بالا رفتن قوه تحلیل دانش آموزان که هدف اصلی آموزش و پرورش است ترجیح می دهند.

8-استفاده از دبیران غیر مرتبط و حق التدریس که در روستا ها بسیار چشمگیر است.

 

نوشته شده توسط اسدالله آقایار  | لینک ثابت |

میدان گرانشی انیشتن دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 2:21

متريك گرانشي سياه چالهيكي از نخستين حل‌هاي معادله ميدان انيشتين را فيزيكدان منجمي به نام كارل شوارتس شيلد به دست آورد . شوارتس شيلد متريك اطراف يك كره ، مثلا اطراف يك ستاره را بدست آورد . اين متريك كه امروزه متريك شوارتس شيلد نام دارد ، خاصيت بسيار عجيبي دارد ، اگر شعاع ستاره از حدي كوچكتر شود ، ديگر حتي نور هم نميتواند از آن بگريزد . در اين حالت ستاره به شيء عجيبي تبديل مي‌شود كه سياه چاله نام دارد . درك فيزيك سياه چاله ها يكي از چالش‌هايي است كه فيزيكدانان بيش از نيم قرن است با آن دست و پنجه نرم مي‌كنند . امروزه تقريبا اكثر فيزيكدانان فعال اعتقاد دارند كه در دنيا ، از جمله در مركز كهكشان راه شيري سياه چاله وجود دارد

متريك گرانشي سياه چاله

محاسبه متريك گرانشي سياه چاله ( جرم نوتروني )



نسبيت عام و سياه چاله ها :

يكي از نخستين حل‌هاي معادله ميدان انيشتين را فيزيكدان منجمي به نام كارل شوارتس شيلد به دست آورد . شوارتس شيلد متريك اطراف يك كره ، مثلا اطراف يك ستاره را بدست آورد . اين متريك كه امروزه متريك شوارتس شيلد نام دارد ، خاصيت بسيار عجيبي دارد ، اگر شعاع ستاره از حدي كوچكتر شود ، ديگر حتي نور هم نميتواند از آن بگريزد . در اين حالت ستاره به شيء عجيبي تبديل مي‌شود كه سياه چاله نام دارد . درك فيزيك سياه چاله ها يكي از چالش‌هايي است كه فيزيكدانان بيش از نيم قرن است با آن دست و پنجه نرم مي‌كنند . امروزه تقريبا اكثر فيزيكدانان فعال اعتقاد دارند كه در دنيا ، از جمله در مركز كهكشان راه شيري سياه چاله وجود دارد .


تاريخچه سياه چاله ها :

پس از آنكه مكانيك نيوتني تحت عنوان مكانيك آسماني در شناخت جهان مورد استفاده قرار گرفت ، يكي از موارد مورد توجه سياه چاله ها بود . نخستين بار در سال 1784 جان ميشل طي يك مقاله سرعت فرار را با اطلاعات آن روز محاسبه كرد و اظهار داشت كه اگر گرانش چنان قوي باشد كه سرعت فرار در آنجا بيش از سرعت نور باشد ؛ نور نميتواند از آنجا بگريزد . البته در آن زمان به طور تقريبي سرعت نور را مي‌دانستند ولي حد سرعت ، سرعت نور نبود . زيرا در مكانيك نيوتني سرعت نامتناهي قابل قبول بود . در سال 1796 لاپلاس همان نظريه جان ميشل را دوباره مطرح كرد . در اواخر قرن نوزدهم سرعت نور كاملا معلوم و اندازه گيري شده بود . در سال 1915 انيشتين نظريه نسبيت عام را مطرح كرد و نشان داد كه گرانش روي نور اثر دارد . چند ماه بعد كارل شوارتس شيلد با حل معادله ميدان انيشتين براي يك جرم نقطه‌اي ، اظهار داشت كه از ديدگاه نظري ، سياه چاله ها وجود دارند . شعاعي كه نور نمي‌تواند از آنجا خارج شود به نام شعاع شوارتس شيلد شناخته ميشود . چند ماه بعد از شوارتس شيلد ، يكي از دانشجويان لورنتس به نام ژوهانس دروست ، به همان نتايج شوارتس شيلد رسيد .

در 1920 چاندرازخار كه از شاگردان ادينگتون بود ، نشان داد كه اگر سرعت فرار بخواهد بيش از سرعت نور باشد ، جرم جسم بايد حداقل 1.44 برابر جرم خورشيد باشد . اين عدد امروزه به عنوان حد چاندرازخار شناخته مي‌شود . ادينگتون با دست آورد وي مخالف كرد و آن را نادرست خواند . در 1939 اپنهايمر به اتفاق شاگرد خود اسنايدر پيش بيني كردند كه يك ستاره پر جرم در اثر گرانش فرو مي‌ريزد و به سياه چاله تبديل مي‌شود . هم زمان با آغاز جنگ جهاني دوم ، مسئله سياه چاله ها به فراموشي سپرده شد . در دهه 1960 دوباره نظريه سياه چاله ها و راه حل شوارتس شيلد و فروپاشي گرانشي مورد توجه فيزيكدانان قرار گرفت .


شعاع شوارتس شيلد :

شعاع شوارتس شيلد را ميتوان با استفاده از رابطه سرعت فرار بدست آورد . توضيحات كاملي در مورد سرعت فرار در مبحث نظريه انفجار بزرگ محال است ارايه شده و روابط آن از قرار زير است :

اگر انرژي پتانسيل گرانشي يك دستگاه شامل دو جسم در فاصله بي نهايت را برابر صفر در نظر بگيريم به راحتي مي توان اثبات كرد كه :








كه در اين رابطه U انرژي پتانسيل ، M جرم زمين ، m جرم گلوله ، G ثابت جهاني گرانش و r فاصله مركز زمين تا مركز گلوله است . با توجه به مطالب گفته شده در بالا مي توان گفت كه :






K انرژي جنبشي و Vesc سرعت فرار گلوله ميباشد .



براي آنكه نور نتواند از سطح يك جسم بگريزد ، بايد در رابطه فوق سرعت فرار در آنجا برابر سرعت نور شود . چنين جسمي كه مانع فرار نور ميشود ، قابل رويت نيست و آن را سياه چاله مي‌نامند . شوارتس شيلد با استفاده از نسبيت عام ، شعاع يك سياه چاله را محاسبه كرد و به صورت زير ارايه داد :


كه در آن r شعاع شوارتس شيلد و c سرعت نور ميباشد . سياه چاله ها مثل گرداب عمل مي‌كنند . هر جرم يا انرژي كه به يك سياه چاله نزديك شود ، در داخل فاصله معيني كه افق رويداد آن خوانده مي‌شود ، به طور مقاومت ناپذيري به درون سياه چاله كشيده ميشود . سياه چاله ماده را به سمت خود مي‌كشد و منقبض مي‌كند ، تا آنكه ماده به كلي تجزيه و جز پيكره سياه چاله شود .

نوري كه از اطراف يك سياه چاله عبور مي‌كند ، اگر به افق رويداد نرسد ، روي مسيري منحني شكل از كنار آن مي‌گذرد . اگر به افق رويداد برسد ، در سياه چاله سقوط مي‌كند و سياه چاله را سياه و بنابراين نامريي مي‌كند .


موج يا امواج گرانشي :

گرانش يكي از چهار نيروي اساسي طبيعت فرض ميشود كه ماهيت عمل آن نظير ساير نيروهاست ، با اين تفاوت كه بسيار ضعيف تر از آنهاست . نخستين نيرويي كه به طور جدي مورد توجه قرار گرفت گرانش است . طبق قانون جهاني گرانش كه نيوتن كاشف آن است ، هرگاه دو جسم در فاصله‌اي از يكديگر قرار گيرند ، نيرويي بر هم وارد مي‌كنند كه با حاصل ضرب جرم دو جسم متناسب و با مجذور فاصله نسبت عكس دارد . اين نيرو خاصيت ذاتي ماده است و تجربه نشان داده مستقل از خواص فيزيكي ، شيميايي و محيطي همواره اعمال مي‌گردد . برد اين نيرو بينهايت است . بسياري از فيزيكدانان از جمله فارادي و پلانك اعتقاد داشتند كه نيروهاي گرانشي و الكترومغناطيسي تشابه بسيار زيادي به يكديگر دارند و احتمالاً رابطه مشابهي نظير آنچه كه بين نيروهاي الكتريكي و مغناطيسي وجود دارد ، بين گرانش و نيروي الكترومغناطيسي نيز وجود دارد . آلبرت انيشتين نيز تلاش بسيار كرد كه اين دو نيرو را در يك نيروي اوليه خلاصه كند ، اما موفق نشد . البته در زمان انيشتين نيروهاي مهم و مطرح همين دو نيروي گرانشي و الكترومغناطيسي بود .

نظريه نسبيت عام كه گرانش را به منزله انحناي فضا - زمان چهار بعدي مطرح مي كند ، انواعي از پديده‌هاي غير عادي را پيش بيني مي كند . بنابر نسبيت عام هر جسمي كه جرم داشته باشد موجب مي‌گردد كه فضاي اطراف آن خميده شود . هر زمان كه اين جسم حركت كند ، اين انحنا با صورت بندي جديد ماده ، متناسب مي گردد . اين تنظيم فضا - زمان با وضعيت متغير مكاني ماده موجب مي شود كه امواج گرانشي با سرعت نور در فضا منتشر شود . در نتيجه هر جسم متحركي از خود تشعشعات گرانشي منتشر مي كند .

امواج گرانشي نسبت به ساير نيروها فوق‌العاده ضعيف است . براي مشاهده ضعيف بودن امواج گرانشي نسبت به امواج الكترومغناطيسي كافيست قانون گرانش و قانون كولن را براي دو الكترون بكار بريد . خواهيد ديد كه امواج الكترومغناطيسي تقريباً ده بتوان چهل مرتبه از امواج گرانشي قوي تر است .

وقتي امواج الكترومغناطيسي به ماده برخورد مي كنند ، فقط ذرات باردار را تكان مي دهند . ولي امواج گرانشي موجب ميشوند كه تمام ذرات ماده تحت تاثير قرار گيرند . همچنين به دليل آنكه امواج الكترومغناطيسي بسيار قوي تر از امواج گرانشي است ( تقريباً ده بتوان چهل بار ) هنگام عبور امواج به همين نسبت نيز ذراتي كه در مسير آنها هستند تحت تاثير قرار مي گيرند .

در دهه 1960 ژوزف وبر از دانشگاه مريلند ترتيبي داد تا امواج گرانشي را آشكار سازد . آنتني كه وبر براي آشكار ساختن امواج گرانشي ساخت استوانه‌اي آلومينيمي بود به قطر 60 سانتيمتر و طول 1.5 متر كه وزن آن بيش از يك تن بود . اين استوانه توسط سيمي كه در وسط آن به دور استوانه پيچيده شده بود در يك محفظه خلا به طور معلق قرار داشت . همچنين اين محفظه به وسيله سيستمي از كمك فنرها از جهان خارج جدا شده بود . وقتي يك موج گرانشي از درون استوانه عبور ميكرد فشارهايي به وجود مي آورد . وبر براي آشكار كردن نوسانات حاصل ، تعدادي كريستال پيزوالكتريك بر روي سطح استوانه نصب كرد . اين كريستالها نوسانات را به جريان‌هاي الكتريكي ضعيفي مبدل مي كنند . سپس اين جريان‌ها تقويت و ثبت مي شوند . يك چنين استوانه آلومينيمي به دليل وجود تاثيرات گرمايي همواره در حال نوسان خواهد بود . براي غلبه بر اين مشكل صافيهايي الكترونيكي در سيستم نصب شده تا تمام نوسانات را به استثناي بزرگترين آنها حذف كند . علاوه بر اين وبر دو عدد از اين آنتن‌ها را يكي در دانشگاه مريلند در نزديكي واشنگتن و ديگري را در آزمايشگاه ملي ارگون خارج از شيكاگو نصب كرد . اين دو آنتن بوسيله خطوط تلفن به نحوي به هم وصل بودند كه نوسانات بزرگ آني كه در هر دو ايستگاه رخ مي داد ، به سرعت ثبت مي كردند . در سال 1969 وبر با اعلام اين خبر كه امواج گرانشي را به طور موفقيت آميزي آشكار كرده فيزيكدانان را متحير كرد . هر روزه حداقل يك نوسان بزرگ ثبت مي شد و نشان مي داد كه يك موج گرانشي به زمين برخورد مي كند . با اين وجود بسياري از دانشمندان نسبت به درستي نتايج آزمايش وبر مشكوك هستند . هرچند كه هيچ كس نتوانسته نشان دهد كه كدام قسمت از نتايج آزمايش وبر نادرست است .

نحوه عملكرد امواج گرانشي بر ذرات باردار و بدون بار چنين بنظر ميرسد : زمانيكه يك موج گرانشي از يك جسم عبور ميكند ، ممكن است جهت نوسان ذرات عمود بر جهت انتشار موج گرانشي باشد ، ولي در اين حالت ذرات نسبت به يكديگر حركت نسبي دارند و ذرات بطور يكسان و يكپارچه و باهم ارتعاش نمي كنند . بطور مثال اگر امواج گرانشي از يك لوله استوانه‌اي عبور كنند و ما سطح مقطع دايره‌اي آنرا ناظر باشيم ، مشاهده خواهيم كرد كه ذرات سمت چپ و راست از مركز دايره دور ميشوند و در همان لحظه ذرات بالا و پائين به مركز دايره نزديك ميشوند و لحظه‌اي بعد ، اين وضعيت بر عكس ميشود . نمونه كيهاني اين تحولات گرانشي ، لحظه انفجار ستارگان بسيار عظيم است كه جرمشان هزاران مرتبه از خورشيد ما بزرگتر است و امواج گرانشي حاصل از انفجار ، بهنگام عبور از منظومه شمسي ، موجب نوسان ماه و زمين به عقب و جلو ميشوند .


اشكالات امواج گرانشي در نسبيت عام :

1- همچنانكه مي دانيم در نسبيت عام ، گرانش اثر هندسي ماده بر فضاي اطرافش ميباشد و آنرا انحناي فضا - زمان مي نامند كه كميتي پيوسته است . با حركت جسم ميزان انحناي فضا - زمان نيز تغيير مي كند . اگر فرض كنيم كه امواج گرانشي نيز كميتي پيوسته است آنگاه با مكانيك كوانتوم ناسازگار خواهد بود . يعني از چهار نيروي اساسي سه تاي آنها كوانتومي و يكي پيوسته است . اگر فرض كنيم كه امواج گرانشي نيز كوانتومي است كه در اين صورت فضا - زمان با امواج گرانشي كه نسبيت خود باني است ناسازگار خواهد بود .


"‌ اخترشناسان به تازگي از پيشرفت‌هاي رصدي و نظري درباره فاجعه بارترين واقعه در عالم ، پس از مهبانگ ، خبر دادند يعني :

ادغام سياهچاله هاي ابر پر جرم . اين برخوردهاي عظيم بايد در مدت كوتاهي ، 23^10 برابر خورشيد انرژي آزاد كنند ، كه همه اين انرژي به شكل امواج نامريي گرانشي است ؛ امواجي در انحناي فضا ـ زمان كه در نسبيت عام انيشتين هم پيش بيني شده ، اما هنوز بطور قطع شناخته نشده‌اند .

اخترشناسان سالهاست كه ميدانند ابر سياهچاله ها ، با جرمي معادل چند ميليون تا چند ميليارد برابر جرم خورشيد ، در مركز كهكشانهاي بزرگ مخفي شده‌اند . اين هيولاها به تحول كهكشانها نظم مي بخشند . وقتي دو كهكشان با هم ادغام مي شوند ، سياهچاله هاي ابر پر جرم بايد در عرض چند صد ميليون سال در مداري به گرد هم قفل شوند .

اين جفت چرخان به دور هم ، ستاره هاي نزديك را پراكنده مي كنند . به اين فرآيند كه آنها را نزديكتر به هم مي كشاند ، اصطكاك ديناميكي مي گويند . اگر اين دو به فاصله يك هزارم سال نوري از هم برسند آنچنان با حركت خود ساختار فضا ـ زمان را در هم مي پيچند كه با گسيل امواج گرانشي و از دست رفتن انرژي ، مطابق اصل بقاي تكانه انرژي ، امواج گرانشي قدرتمندي را ساطع مي كنند . مدارهايشان جمع تر مي شود و سرانجام آنقدر به دور هم مي گردند تا تبديل به يك سياهچاله شوند . اما چنين رخدادي چقدر معمول است ؟

اخترشناسان ، براي يافتن پاسخ اين پرسش ، بايد سياهچاله هاي دوتايي با جدايي كم را پيدا كنند . اخترشناسان دانشگاه نيومكزيكو در گزارش اخير خود خبر كشف احتمالي به هم چسبيده ترين جفت سياهچاله ها را اعلام كردند . اين دو سياهچاله ، دو منبع راديويي درخشان در نزديكي مركز كهكشان 0402+379 در صورت فلكي برساوش اند .

اخترشناسان با استفاده از آرايه با خط مبناي بسيار بلند (VLBA) ـ شبكه‌اي از 10 تلسكوپ راديويي كه در خطي به طول 8000 كيلومتر از هاوايي تا شرقي ترين جزاير دريايي كارايب گسترده‌اند ، جدايي زاويه‌اي اين زوج را فقط 6.9 ميلي ثانيه قوس بدست آوردند ، كه با توجه به فاصله 750 ميليون سال نوري اين جفت از ما ، فاصله آن دو از هم 24 سال نوري به دست مي‌آيد . اين عدد 100 بار كمتر از جدايي بين جفت سياهچاله هايي است كه پيش از اين كشف شده بود .

طيفهايي با تفكيك كم كه به كمك تلسكوپ هابي ـ ابرلي در تگزاس گرفته شده است كه گردش آنها به دور هم را نشان مي دهد و جرم مجموعشان را دست كم 150 ميليون برابر جرم خورشيد به دست مي دهد . احتمالا ً دوره گردش آنها به دور هم 150 هزار سال طول مي كشد تا آن دو در هم ادغام شوند .

ممكن است جدايي بين دو سياهچاله بيشتر از اين باشد ، اگر يكي از آنها بسيار جلوتر از ديگري ، نسبت به زمين باشد و از ديد ما كنار هم بنظر برسند ؛ كه البته احتمالش بسيار كم است . براساس بررسي هاي نظري وقتي كهكشانها ادغام مي شوند ، اصطكاك ديناميكي به سرعت دو سياهچاله را به هم نزديك مي كند تا فاصله شان به 30 سال نوري برسد . سپس مهاجرت بسوي هم كند مي شود ، پيش از اين كه برهمكنش با گاز ، دسته‌اي ستاره ، يا سياهچاله سومي سبب ادغام دو ابرسياهچاله شود .

فيزيكدانان همچنين مايل اند ردپاي امواج گرانشي را در انحناي فضا ـ زمان شناسايي كنند ؛ آثاري كه حاصل ادغام سياهچاله هاي غول پيكرند . مطابق نسبيت عام انيشتين انحناي فضا در اطراف جرم شكل مي گيرد و جرم زياد و بي اندازه چگال سياهچاله انحناي فوق‌العاده‌اي را در فضا ـ زمان ايجاد مي كند و با حركت دو سياهچاله به دور هم خميدگي فضا ـ زمان نيز جابجا مي شود و موجي از انحناي فضا ـ زمان را منتشر مي كند كه موج گرانشي نام دارد . اخترشناسان مركز پرواز هاي فضايي گادرد ناسا در گزارشي اعلام كردند كه شبيه سازي هاي سه بعدي ابر رايانه ها نشان مي دهد در جريان فرايند ادغام ، امواج به سوي بيرون حركت مي كنند . آنها معادلات انيشتين را به زبان رايانه ترجمه كردند . شبيه سازي مشخص كرد كه اگر سياهچاله هاي ابر پر جرم در هر كهكشان در فاصله چند ميليارد سال نوري از زمين با هم ادغام شوند ، آشكارسازهاي امواج گرانشي بايد به دنبال چه نشانه‌هايي بگردند . چندين شبيه سازي انجام شده و حالا دانشمندان مطمئن اند كه شبيه سازي‌ها بيشترين شباهت را با واقعيت دارند . آنها دريافتند كه 4 درصد جرم سياهچاله ها به امواج گرانشي تبديل مي شود . بسامد و شدت امواج با نزديكتر شدن سياهچاله ها به هم افزايش مي يابد .

هر موجود ميكروسكوپي در فاصله چند واحد نجومي از اين رخداد به سبب امواج گرانشي تكه تكه خواهد شد . اما زماني كه اين امواج ميليون‌ها يا ميليارد‌ها سال نوري سفر كنند و به زمين برسند ، اثر كشيده شدن يا فشرده شدن حاصل از عبور موج گرانشي بر موجودات زمين بسيار كمتر از اندازه هسته يك اتم است . به سبب بسامد كم و ضعيف بودن اين امواج ، دانشمندان براي آشكار ساختن آنها به آرايه‌اي از فضاپيماها نياز دارند . ناسا و اسا در حال تدارك اين ماموريت اند ؛ آنتن فضايي تداخل سنجي ليزري (ليزا) . البته ليزا هم يكي از ماموريتهاي ناسا در فهرست ابهام است زيرا كاهش بودجه ناسا بسياري از ماموريتهاي آينده را لغو كرده است .


منبع : مجله نجوم 160 ــ شماره دهم تيرماه 1385

http://www.nojum.ir "







" آشكار سازهايي كه امروزه براي جستجوي امواج گرانشي به كار مي روند ، گرچه تلسكوپ امواج گرانشي نيز نام دارند اما در عمل هيچ شباهتي به تلسكوپ نوري ندارند .
اساس كار اين آشكار سازها ، پديده‌اي به نام تداخل سنج است . در اين روش دو باريكه هم فاز نور در دو مسير عمود بر هم حركت مي كنند ، در انتهاي مسيرها بازتابنده‌اي قرار دارد كه نور را به مبداء باز مي تاباند .
دو باريكه نور وارد يك تلسكوپ مي شوند و يك طرح تداخلي مي سازند . در آنجا ميتوان فهميد كه در طول مسير آيا اتفاقي براي يكي از پرتوها روي داده است يا خير ؟
اگر پديده‌اي باعث تغيير يكي از باريكه‌ها شود آنگاه دو پرتو با هم اختلاف فاز پيدا مي كنند و وقتي با يكديگر تركيب شوند طرح تداخلي آنها تغيير خواهد كرد و ديگر همان شكل قبلي را نخواهد داشت . با مشاهده اين تغيير مي توان فهميد كه چه اتفاقي افتاده است . اگر اين پديده موج گرانشي باشد ، موج گرانشي در راستاي عمود بر انتشار خود ، فضا - زمان را دچار تغيير خواهد كرد .
به عبارتي مسير نور در اثر عبور موج گرانشي تغيير مي كند . فرض كنيم در راستاي يكي از بازوها عبور مي كند ، طبق خاصيت موج گرانشي ، طول بازو براي مسير نور تغيير مي كند . درست مثل وقتي كه نور در هوا وارد آب يا شيشه مي شود و سرعت آن تغيير مي كند . بنابراين نور در مدت زمان متفاوتي اين مسير را طي مي كند و به همين دليل نسبت به حالات قبل اختلاف فاز پيدا مي كند . اختلاف فاز اين پرتو موجب مي شود كه ديگر پرتوها يكديگر را خنثي نكنند و در نتيجه يك جرقه را لحظه‌اي با شكل خاص مشاهده مي كنيم . پس مشاهده يك درخش نمايانگر عبور موج گرانشي است اما ممكن است عوامل ديگري مثل زمين لرزه باعث ايجاد چنين تغييراتي شود . به همين خاطر در مجاورت يكي از آشكارسازها ، آشكارساز كوچكتري با همين خصوصيات ولي با طول بازوي 2 كيلومتر ساخته مي شود . اگر موج گرانشي عبور كند ، اثر آن بر آشكارساز كوچك ، نصف آشكارساز بزرگ است . از جمله آشكار سازهاي روي زمين آشكار ساز ليگو است .
ليگو با وجود آنكه در حال حاضر بزرگترين آشكار ساز امواج گرانشي روي زمين است ولي مشكلات و محدوديت‌هاي بزرگ نيز دارد كه مهمترين آنها حساسيت نسبتاً پايين به امواج گرانشي است . ليگو مي تواند منظومه دوتايي ستاره‌هاي نوتروني را تنها در چند صدم ثانيه‌اي كه اين دو با هم برخورد مي كنند آشكار كند . در چنين لحظه‌اي امواج گرانشي در حوالي منظومه بسيار قوي است .
يك راه ديگر براي آگاهي از امواج گرانشي و آنچه در پيرامون ما در فضا اتفاق مي افتد شبيه سازي رايانه‌اي است . در اين كار وضعيت فيزيكي خاصي را در نظر مي گيرند و با كمك معادلات توصيف كننده آن وضعيت ، رفتار بعدي آن را شبيه سازي مي كنند ، هر چند كه معادلات رياضي بسيار پيچيده‌اي دارند . بررسي امواج اجرام مختلف به ما كمك مي كند تا اطلاعات بيشتري در مورد ساختار آنها كسب كنيم . با مشاهده انفجار يك ابر نو اختر مي توان سرعت امواج الكترومغناطيس و سرعت موج گرانشي را مقايسه كرد . دريافت موج گرانشي از يك ستاره نوتروني مي تواند اطلاعات دقيق تري در مورد شعاع و جرم آنها به ما دهد .
طرحي به نام ليزا Lisa در دست است كه از سه ماهواره تشكيل شده در فضا به شكل يك مثلث متساوي‌الاضلاع با طول هر ضلع 5 كيلومتر قرار دارد . ماهواره‌هاي ليزا در فاصله 50 ميليون كيلومتري زمين به دور خورشيد قرار خواهند گرفت . يكي از ماهواره‌ها ، هم به صورت منبع تابنده ليزر و هم به صورت دريافت كننده پرتوهاي بازتابنده عمل مي كند و دو ماهواره ديگر در نقش بازتابنده ( از قطعات مكعبي شكل ساخته شده است ) استفاده مي كنند كه آزادانه در فضاي درون ماهواره حركت مي كند ................

http://hamidoroud.blogfa.com/post-38.aspx "


2- اگر سرعت امواج گرانشي برابر سرعت نور باشد ؛ اين امواج نمي‌توانند از افق رويداد يا شعاع شوارتس شيلد اجرام نوتروني فرار و به طرف پيرامون منتشر و حتي آشكار شوند ، براي اينكه طبق نظريات جديد ، ميدان گرانش هر جسمي تشكيل شده است از امواج گرانشي خود آن جسم كه مربوط به ذرات زير كوانتومي فرضي به نام گراويتون ميشود و علت آن اين است كه اتم‌ها ساكن نبوده بلكه با نوسانات زيادي در حال جنبش هستند كه مسلما امواج گرانشي توليد خواهند كرد ، يعني چيزي شبيه امواج الكترومغناطيسي پيرامون اجسام باردار يا مواد باريوني كه مربوط به ذراتي به نام فوتون ميشود . در صورت درست بودن نظريات فعلي هيچ ميدان گرانشي نمي‌تواند پيرامون سياهچاله ها پديدار شود و اين در حالي است كه ميدان گرانش قوي پيرامون اجرام نوتروني شناسايي شده است . و بايد گفت كه اين امواج گرانشي در برهمكنش سياهچاله ها با يكديگر در يك سيستم ( منظومه ) دوتايي شناسايي و رديابي شده و جالب است كه اين پديده شناخته شده يكي از شواهد اثبات نظريه نسبيت تلقي ميشود . اگر طبق نظريات مكانيك كوانتومي ذره زير كوانتومي وجود داشته باشد و آن حامل نيروي گرانش باشد ، سرعت اين ذرات ميبايست به مراتب بيشتر از سرعت نور يا فوتونها باشد تا بتوانند خارج از افق روي داد يك سياه چاله گسترش و انتشار يابند .

امروزه سرنخ‌هايي از اين سرعت‌هاي بسيار بالا بدست آمده است :

" سرعت نور شكسته شد

محققان دانشگاهي در سوئيس سيگنالي را رديابي كردند كه سرعتي بالاتر از سرعت نور دارد . به گزارش خبرگزاري مهر ، محققان دانشگاه ژنو در سوئيس موفق به كشف سيگنالي شدند كه سرعت حركت آن از سرعت نور بيشتر است . در دنياي خارق‌العاده كوانتوم و مكانيك كوانتومي ، پديده‌اي به نام درگيري ذرات با يكديگر وجود دارد به اين معني كه اگر دو ذره كه به شدت با هم در ارتباطند را از يكديگر جدا كرده و در فاصله طولاني از هم نگه داريم ، علي رغم فاصله‌اي كه بين آنها وجود دارد ، در صورت بروز تغيير در يكي از ذره‌ها ديگري نيز دچار تغيير خواهد شد . اين پديده توسط دكتر دانيل سالارت و همكارانش در دانشگاه ژنو مورد بررسي قرار گرفت . وي دو فوتون نور مرتبط و درگير به هم را در آزمايشگاه به فاصله 18 كيلومتر از يكديگر دور كرد و با بررسي خصوصيات هر يك از آنها دريافت كه با تغيير در هر كدام ديگري نيز متحول مي شود . وي اين آزمايش را بر روي جفتهاي زيادي از فوتونها انجام داد كه نتايج به دست آمده مشابه نتيجه اوليه بود . با مشاهده اين نتايج محققان به اين نتيجه رسيدند كه بين اين دو ذره سيگنالي در حال حركت است كه خصوصيات يكي را به ديگري منتقل مي كند . بر اساس گزارش NewScientist، محققان بر اين باورند كه اين سيگنال بايد سرعتي 10000 بار بيشتر از سرعت نور داشته باشد تا بتواند خصوصيت يك فوتون را به ديگري منتقل كند .

نظريه ديگري كه اين تيم ارائه داد مبني بر اين است كه سنجش خصوصيات يك فوتون به سرعت بر روي فوتونهاي ديگر نيز تاثير مي گذارد .

http://www.mehrnews.ir/NewsPrint.aspx?NewsID=732981 "

البته لازم به ذكر است كه سرعت محاسبه شده جديد ميبايست 15707 برابر سرعت نور باشد زيرا همانطور كه ميدانيم محيط دايره تقريبا 3.14 برابر قطر آن است و چون امواج الكترومغناطيسي به صورت كره در فضا گسترش مي‌يابند اين ارتباط مابين دو فوتون ميبايست از طريق محيط دايره‌اي شكل برقرار شود و نه از طرق قطر دايره يا همان خط مستقيم :







در رسم فوق مارپيچ طلايي دوران ميدان الكتريكي موج الكترومغناطيس ، A منبع موج الكترومغناطيس ، B و C مكان حضور دو فوتون با فاصله 18 كيلومتر و منحني يا كمان ADC برابر 28.27 كيلومتر ميباشد كه انتقال اطلاعات ميبايست از اين طريق انجام شود كه سرعت ميبايست 1.57 برابر بيشتر شود .

اگر سرعت برقراري ( تشكيل ) و يا انفصال ميادين گرانشي و همچنين انتشار امواج گرانشي معادل و برابر سرعت نور باشد ، اين ميادين و امواج در پيرامون يك سياه چاله تقريبا به شكل زير خواهد بود :






دايره قرمز رنگ شعاع شوارتس شيلد و منحني‌هاي مشكي رنگ بيانگر انحناي فضا - زمان نظريه نسبيت يعني مسير برگشت امواج الكترومغناطيسي و گرانشي به طرف داخل را نشان مي‌دهد كه در كل وضعيت ناهنجاري را براي يك جرم نوتروني به ارمغان خواهد داشت . در اين وضعيت ناهنجار تمام نيروهاي گرانشي يا انرژي امواج گرانشي و ... در مركز جرم نوتروني متمركز ميشوند كه در اين صورت ، اجرام نوتروني خيلي زود ميبايست منفجر شوند كه در واقع چنين نيستند ! انفجار آنها تابع شرايط خاص خود است كه در روز قيامت به وقوع خواهد پيوست ! در حقيقت سرعت برقراري ( تشكيل ) و يا انفصال ميادين گرانشي و همچنين انتشار امواج گرانشي خيلي بيشتر از سرعت نور ( امواج الكترومغناطيس ) است ، اين ميادين يا امواج گرانشي و بهتر است بگوييم كه دوران ميادين گرانشي پيرامون يك جرم نوتروني به شكل زير خواهد بود :






يعني همان اسپيرال لگاريتمي معروف ( مارپيچ طلايي فيبوناچي ) !

توضيحات بيشتر در مورد شكل اول اينچنين است كه طبق نظريه نسبيت ، گرانش تغيير شكل هندسي فضاي پيرامون جرم يا جسم و يا همان انحناي فضا - زمان است و چون مسير حركت نور تابعي از همبافته فضا - زمان است ، پس نور در هنگام گذر از پيرامون اجرام خميده ميشود و مسير مستقيم پرتو نور به منحني تبديل ميشود . حال پرتو نوري را فرض كنيد كه با سرعت اوليه سعي دارد از ميدان گرانش يك سياه چاله فرار كند ، سرعت اين پرتو نور در جوار شعاع شوارتس شيلد صفر شده و مجبور است به طرف مركز سياه چاله سقوط كند ولي امواج گرانشي چنين نيستند ، سرعت آنها خيلي بيشتر از سرعت نور است و توان فرار را دارند منتها در هنگام فرار تاب خورده و تحت تاثير گرانش در هم تنيده ميشوند و همانند يك اسپيرال لگاريتمي منتشر خواهند شد . پس هرچه قدر جرم و يا سرعت زاويه‌اي سياه‌چاله بيشتر شود فركانس و يا بسامد امواج گرانشي افزايش خواهد يافت و برعكس . پس در آينده ميتوان با شناسايي امواج راديويي و گرانشي اجرام نوتروني به اطلاعات مفيدي دست يافت كه اشاره به خصوصيات فيزيكي جرم نوتروني خواهد داشت .


 



 

نوشته شده توسط اسدالله آقایار  | لینک ثابت |

مسابقه طرح درس نویسی پنجشنبه دوازدهم دی 1387 2:42

مسابقه طرح درس نویسی

از کلیه همکاران محترم خواهشمندیم طرح درسهای خود را حداکثر تا پایان اردیبهشت ۸۸ به گروه فیزیک شهرستان سمیرم ارسال نمایند.به طرح درسهای برتر جایزه ای تعلق خواهد گرفت و در صورت امکان از طرف مدیریت آموزش و پرورش مورد تشویق قرار خواهد گرفت. 

همچنین نمونه سوال های چند سال اخیر خود را  به صورت سی دی  یا یک کپی از سوال برای گروه فیزیک شهرستان سمیرم ارسال نمایند، تا پس از بررسی مورد استفاده سایر همکاران قرار گیرد.

با سپاس فراوان از زحمات شما بزرگواران

 

 

نوشته شده توسط اسدالله آقایار  | لینک ثابت |

نمونه سوال دبیرستان دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 0:34

سوالات سال اول و دوم و سوم(نهایی) متوسطه

همه دروس و از جمله درس فیزیک تا خرداد ۸۷

سال اول دبیرستان

سال دوم دبیرستان   

  سال سوم دبیرستان 

 سال سوم دبیرستان خرداد ۸۴ 

سال سوم دبیرستان شهریور ۸۴ 

 سال سوم دبیرستان خرداد ۸۵    

 سال سوم دبیرستان شهریور ۸۵   

 سال سوم دبیرستان  دی ۸۵ 

 سال سوم دبیرستان  خرداد ۸۶

 سال سوم دبیرستان  خرداد ۸۷

فرهنگ ایران زمین نیازمند دست یاری ملت ایران

بخشی دیگر از پاسارگاد در حال تخریب

  ساحل افتاده گفت " گر چه بسی زیستم"

هیچ نه معلوم شد " آه که من کیستم"

موج زخود رسته ای، تیز خرامید و گفت:

هستم اگر میروم ،گر نروم نیستم

زمزمه ی جویبار،حاصل یک بودن است

غرش سیلم کنون ،گر نروم نیستم

بدرود هموطن گرامی 

                                                            

نوشته شده توسط اسدالله آقایار  | لینک ثابت |

 
 

موتور وانکل و پیستون دورانی


این هم عکسی از این نوع موتور



که در خودرو ژاپنی شرکت
مزدا با نام rx8 استفاده شده! اگه یه همچین غولی تو اتوبان پشت سرتون چراغ داد به آرامی راهنما بزنید و به قول معروف KEEP RIGHT ! چون شما که اهل کورس و این حرفا نیستید! و برای اینکه پیش وجدان خودتون هم سرافراز باشد می تونید یه کم ترمز کنید که مثلآ آره بابا ماآروم می رونیم و....




اساسي‌ترين اختلاف بين موتور پيستوني و نوع وانكل، در حركت پيستون و روتور (قطعه ای با مقطع مثلثي‌شكل) است.




در موتور وانكل، پيستوني به روتور تبديل مي‌شود كه جسمي است مثلثي شكل با وجوه محدب كه در داخل محفظه مخصوص حركت دوراني مي‌كند.



حذف قطعات متحرك يكي از مزاياي موتور وانكل از نظر صرفه اقتصادي محسوب مي‌شود. در موتور وانكل محفظه عمليات به شكل مخصوصي ساخته مي‌شود و همان وظيفه‌اي را دارد كه سيلندر موتورهاي پيستوني عهده‌دار است؛




يعني با گردش روتور در داخل آن تغيير حجم به وجود مي‌آيد و عمليات احتراق حاصل مي‌شود؛ روتور جانشين پيستون مي‌شود و همان كار را انجام مي‌دهد؛ يعني گاز را متراكم مي‌كند، نيروي احتراق را تحمل مي‌كند و نيروي توليدش را به بادامك انتقال نيرو، منتقل مي‌كند. در موتورهاي خودرو معمولا يك يا دو روتور وجود دارد؛ بنابراين محور موتور معمولا يك بادامك يا دو بادامكي است. در مقايسه با چهار لنگ موجود بر روي ميل لنگ موتور هفت سيلندر V شكل فضاي بسيار كمي در موتور وانكل اشغال مي‌شود.

                                                  
                                                   این هم برشی از سیلندر





این هم یه عکس به صورت انیمیشن تا بهتر متوجه نحوه کارکرد این موتور بشویم.


سعی کردم عکسها کوچک باشن نا صفحه خیلی سنگین نشه. اما برای اطلاعات و عکسهای بیشتر می تونید به
اینجا مراجعه کنید.
 
 
موتور استر لینگ

2

رابرت استر لينگ كه يك كشيش بود به همراه برادرش جيمزايده ي موتور جديدي كه در شكل زير ديده مي شود را مطرح كرد

1

اصول كاركرد اين موتوراز دو استوانه(سيلندر)كه يكي بزرگتر از ديگري است و اب بندي نيست (پيستون تعويض) ويك استوانه كوچكتر كه كاملآ اب بندي شده(پيستون نيرو) وگاز محبوس (سيال كاري) بين اين دو پيستون كه معمولآ هليم است(از هوا وهيدروژن هم استفاده مي شود)تشكيل شده است دو پيستون با هم اختلاف فاز90 درجه اي دارند يعني مثلآهرگاه پيستون تعويض در نقطه ي مرگ بالا باشد پيستون نيرو در نيمه راه خود قرار دارد شايد به فكرتان رسيده باشد كه در اين صورت دو پيستون قفل مي كنند ونمي توانند حركتي داشته باشند درست است ولي براي اينكه مانع قفل شويم در وسط شاتون پيستون تعويض يك لولا كار مي گذاريم تا حركت ادامه پيدا كند

6

  

alpha

سيكل استر لينگ:1- پيستون تعويض به پايين حركت مي كند وگاز محبوس به بالاي ان رانده مي شود وپيستون نيروبه بالا حركت مي كند

2-گاز فشرده بالاي پيستون تعويض گرم مي شودو پيستون تعويض را به پايين ميراند واين حركت به ميل لنگ منتقل مي شود( مشابه مرحله ي انفجاردر موتورهاي انفجاري)

3-وقتي پيستون تعويض به انتهاي مسير خود رسيد پيستون نيرو همچنان پايين مي ايد و به خاطر انرژي پتانسيلي كه ميل لنگ ذخيره شده پيستون تعويض دوباره به بالا رانده مي شود تا پيستون نيرو به انتهاي مسير خودش برسد( بعضي مراجع مرحله انفجار و كار را دومرحله جدا گانه در نظر مي گيرندو اگر ما هم بخواهيم تبعيت كنيم اين مرحله را بايد دو مرحله در نظر گرفت- مرحله بعد انفجار و مرحله كار-!)

4-پيستون نيرو به بالا حركت مي كند و پيستون تعويض را هم به سمت بالا مي راند تا دوباره به حالت 1 برگردد.

همانطور كه متوجه شديدموتور استر لينگ با سرد وگرم كردن گاز محبوس بين دو پيستون كار مي كند و چون بالا راندن گازي كه در بين راه حرارتش را از دست مي دهد به نيروي كمتراز نيرويي كه به پيستون وارد كرده نياز داريم پس انرژي باقي مانده ان باعث تداوم چرخه مي شود

شايد فهميده باشيد كه در موتور استر لينگ با هر بار چر خش ميل لنگ دو بار مرحله كار صورت مي گيرد يعني هر 180 درجه يكبار در حال حاظر چون موتورهاي استرلينگ نمود عيني قانون دوم تر موديناميك هستند بالاترين بازده را بين موتورهاي گرمايي دارند اگر اثرات محدود كننده مثل اصطكاك ،نقطه ذوب فلزات،هدايت گرمايي سيلندر،خزش،و استحكام كششي نبودند مي توانست به بالاترين بازده ممكن برسند پس وقتي اسباب بازيهايي مي بينيد كه با گرماي كف دست يا فنجان چاي داغ حركت مي كنند تعجب نكنيد

4

چون اين موتور يك موتور برون سوز است مي توان از هر نوع منبع حرارتي(شيميايي،هسته اي ،خورشيدي)استفاده كرد در مقايسه با ديگر موتورها گرماي موتورهاي استر لينگ تقريبآ هيچ صدايي ندارند كار كرد اساني دارند و بسيار قابل اطمينان ترند و معمولآ تا سالها نياز به تعمير ندارند

موتورهاي استر لينگ امروزه پيشرفت بسيار زيادي كرده اند و مي توانند به بازده بسيار بالايي دست يابند صرفنظر از نوع سوخت انها امروزه سه نوع از موتورها به نامهاي مدل الفا مدل بتا و مدل گاما دسته بندي شده اندكه در مدل الفا پيستون تعويض هم مانند پيستون نيرو اب بندي شده و به نامهاي پيستون گرم و پيستون سرد تغيير نام پيدا كرده اند

در مدل بتا مانند مدل اوليه اي كه توضيح داده شد و مدل گاما هم مثل مدل بتا فقط استوانه ( سيلندر) پيستون تعويض و نيرو جدا شده اند. از موتورهاي امروزي براي بازده بهتر از يك لايه به نام باز زا استفاده مي كنند كه گرماي گاز محبوس را مي گيرد وسپس دوباره پس مي دهد به اين صورت تا حدود زيادي هوا پيشگرم مي شود وبازده بالا مي رود

در نوع بتا وگاما فضايي به نام فضاي ضربه در زير پيستون نيرو گذاشته اند كه محفظه اي توخالي حاوي مقداري گاز تحت فشار است وقتي پيستون نيرو پايين مي رود گاز فشرده مي شود وموقع باز گشت مثل فنر باعث تسهيل بالا امدن پيستون مي شود بنابر اين مانند يك مكانيزم فنر و دمپر باعث نرم كاركردن موتور مي شود.

7

 

نا سا هم موتور استر لينگي براي كارهاي فضايي ساخته است اين موتور هيچ قطعه اي ندارد كه با قطعه ي ديگر سايش پيدا كند مشكل اب بندي گازها هم حل مي شود

3

چون منبع انرژي براي موتور هاي استر لينگ مهم نيست مي توان از انرژي خورشيدي ، هسته اي و شيميايي استفاده كرد مثلآ براي تامين برق روستا ها مي توان با سوزاندن فضولات حيواني اين موتور را به كار انداخت موتور استر لينگ چون نسبت به موتورهاي ديگر وزن زيادي دارد هنوز قابل استفاده در ماشينها نيست ولي براي ژنراتور برق و زير در يايي ها گزينه بسيار خوبي است و هم اكنون بيشتر در اين دو مورد استفاده مي شوند

5

موتورهاي استرلينگ هميشه در صحنه بوده اند و هيچگاه كاملا از رده خارج نشده اند همينطور كه هنوز جايگاه محكمي بين موتور ها پيدا نكرده اند ولي بيش از ساير موتورهايي كه در صحنه هستند به اينده شان اميد ميرود.

نوشته شده توسط اسدالله آقایار  | لینک ثابت |